برای روزهایی که رفته ام…

من بی می ناب زیستن نتوانم...

برای روزهایی که رفته ام…

من بی می ناب زیستن نتوانم...

کریسمس

به کریسمس فکر میکنم...به این جنبه ش که چقدر خوبه الان اکثر مردم دنیا یه درخت رنگارنگ با چندتا کادو کنارش،  توی خونه شون دارن و در کنار خانواده شون خوشن...اکثر مردم دنیا الان شادن و برای تعطیلاتشون برنامه ریزی کردن...یه سری میرن مسافرت و یه سری با دوستانشون وقت میگذرونن، چیزای جدید تجربه میکنن یا دور هم جمع میشن...به بچه های کوچولویی فک میکنم که یه خانواده ی کرم و صمیمی دارن و بی صبرانه منتظرن کادوهاشونو باز کنن و و شیرینی بخورن...تصویر ذهنیم از کریسمس یه خونه اس که یه درخت بزرگ کنار شومینه شون دارن با یه عالمه تزئین و یه حلقه ی گل روی در ورودی شون نصب کردن...شاید پولدار هم بودن و خونشون ویلایی خفن بود و چراغونیش هم کردن..!..یه مبل راحتی کنار شومینه و درختشون هست که مامان بابای بچه اونجا نشستن و بچه شون رو که داره با ذوق کادوهاشو باز میکنه تماشا میکنن...پشت مبل یه پنجره ی بزرگ هم هست که بیرونش آسمون ابریه و زمین سفید...داره برف میباره...نمیتونم انکار کنم که دلم میخواست جای اون بچه باشم...!!!

کریسمس یه خوبی خیلی بزرگی که داره اینه که دست جمعیه...تو یه برهه ی زمانی همزمان تعداد زیادی از مردم دنیا خوشحالن و دارن برای سال جدید آماده میشن...خیلی از مردم دنیا همزمان دارن  یه اتفاق مشترک رو جشن می‌گیرن...یک تغییر همزمان برای اکثریت مردم...حس میکنم موقعیت خاصیه چون مگه چقدر و چند بار اتفاق میوفته که همه همزمان به چیزی برسن که خوشحالشون کنه؟ چقدر ممکنه یه اتفاقی شادی جهانی داشته باشه؟ چندبار در سال همزمان همه ی مردم یه بک دلیل شادن و جشن می‌گیرن؟من از این بابت کریسمس رو دوست دارم و گاهی تصویر های ذهنیم رو بال و پر میدم و مثل یه فیلم تماشاشون میکنم و از دیدنشون لذت میبرم:))


نظرات 1 + ارسال نظر
nasser پنج‌شنبه 21 دی 1396 ساعت 18:56 http://www.nasser-sirjani.blogsky.com

LIKE

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد